پیشاپیش عید همتون مبارک.
اومدم بهتون بگم یادتون نره امروز دوشنبه ۲۱/۱۲/۱۳۸۵ تلاش ویژه نامه نوروزیش رو بخرید ها؟
چون یه پستش مربوط به اقا پسر محبوب ماست.حالا متنی رو که محمد عزیزم درباره بهار نوشته رو براتون میذارم.
رقص شکوفه های گیلاس
دست افشانی پرندگان مهاجر
و پایکوبی گلها در دل زمین
نام بهار را برای من به ارمغان میاورد.
مثل همیشه نوشته هاش سرشار از امید وارزوست.بهترین موجود روی زمین درود بر تو باد!![]()
![]()
لینک ثابت | نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 ساعت 17:58 توسط ..::مونا رضایی::..
گل ارکیده
با چشمای خسته
لبهای بسته
غم توی چشماش اروم نشسته
شکوفه شادیش از هم گسسته
اشنای درد
خورشیدش سرده
تو قلب سردش غم لونه کرده
مهتاب عمرش در پشت پرده
اما مثالش پاییز سرده
دستهای ظریفش تو دست مادر
پیکر نحیفش چون گل پر پر
از محنت و درد اروم نداره
سایه سیاهی رو بخت شومش
ارکیده تنهاست زیر هجومش
طوفان درد پایان نداره
دست من و تو می تونه با هم
قصری بسازه با رنگ شبنم
شکوفه ای که غمگین و سرده
گل ارکیده
نمی ره کم کم
بیا نذاریم گل ارکیده
گلی که چهرش پاک وسپیده
که توی پاییز شاخه بیده
بهار ندیده
بمیره کم کم
دستای ظریفش تو دست مادر
پیکر نحیفش چون گل پر پر
از محنت و درد اروم نداره
سایه سیاهی رو بخت شومش
ارکیده تنهاست زیر هجومش
طوفان درد پایان نداره...
و به راستی که این غم هجران پایان ندارد.
سخت دلتنگتم ای هستی ام. ای عشق با شکوه من .![]()
![]()
لینک ثابت | نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم اسفند 1385 ساعت 10:55 توسط ..::مونا رضایی::..
زهر هجری کشیده ام که مپرس
گشته ام در جهان و اخر کار
دلبری برگزیده ام که مپرس
انچنان در هوای خاک درش
می رود اب دیده ام که مپرس
من به گوش خود از دهانش دوش
سخنانی شنیده ام که مپرس
سوی من لب چه می گزی که مگوی
لب لعلی گزیده ام که مپرس
بی تو در کلبه گدایی خویش
رنج هایی کشیده ام که مپرس
همچو حافظ غریب در ره عشق
به مقامی رسیده ام که مپرس
لینک ثابت | نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم اسفند 1385 ساعت 23:51 توسط ..::مونا رضایی::..
برای دیدن عکسهای محمد عزیزم در برنامه یک روز تعطیل روی ادامه مطلب کلیک کنید![]()
(حتما ارزشش رو داره)![]()
![]()
لینک ثابت | نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم اسفند 1385 ساعت 21:3 توسط ..::مونا رضایی::..
محمد سلوکی عزیز در پشت صحنه صبح تهران-تابستان۱۳۸۵ 
لینک ثابت | نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم اسفند 1385 ساعت 1:34 توسط ..::مونا رضایی::..
من و بنفشه وبهار
کنار جو نشسته ایم![]()
لینک ثابت | نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم اسفند 1385 ساعت 1:24 توسط ..::مونا رضایی::..

تولدت مبارک!
معرکه بهشت.هوای عشق. مهربانم باز ۸ اسفند بهترین روز خدا میلاد بهترین و با شکوه ترین خلق خدایعنی"محمد سلوکی" عزیز از راه رسید.![]()
محمد گلم تولدت رو با یک دنیا ارزوهای قشنگ تبریک میگم.![]()
۸ اسفند سالروز با شکوه و با سعادت میلادت مبارک.
پروانه پس از تولد زیبائت
تا اخر عمر غرق بی تابی شد
زیبا ترین موجود دنیا تولدت مبارک.![]()
دوستت دارم![]()
لینک ثابت | نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم اسفند 1385 ساعت 1:10 توسط ..::مونا رضایی::..

امروز روز برزگیه .۲۷ سال پیش همین موقع همه ستاره شماری می کردند تا با لاخره این روز فرا برسه و ماهی قرمز کوچولوی قصه ما چشمهای قشنگش رو به این دنیا باز کنه.
ماهی کوچولوی قرمز خوش نقش و نگاری که در هفت اسمان رویا نظیزش هم وجود نداره.![]()
اره ۸ اسفند ۱۳۵۸ زیبای دنیا. شمع بلند دور دست قله برفی . تو یک روز برفی متولد شد.![]()
معجزه بهشت ومعرکه اسفند سلامی که امروز برایت نوشتم رنگش فرق می کرد. حالا هم زمین عروس شده شبریز دانه های برف هم به خاطر این روز برزگ دست افشانی وشادی می کنند قناریها از عشق می خونند و پرستوها محبت وعشق به هم هدیه می کنند.
ای زیبائی . ای طراوت. ای شادابی . ای که تمام حرفهایت .سخن هایت. لبریز از محبت ومهربانی است .
ای هستی ام .ای تمام وجودم بهارت مبارک![]()
مهربانم تو را همچون زیبائی .هم چون خودت دوست دارم تولدت مبارک![]()
![]()
![]()
دوستت دارم![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
تولدت مبارک![]()
![]()
![]()
![]()
لینک ثابت | نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم اسفند 1385 ساعت 0:9 توسط ..::مونا رضایی::..
قشنگه؟ محمد هر کاری کنه بازم تک فرشته قلب منه.![]()

لینک ثابت | نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 ساعت 21:22 توسط ..::مونا رضایی::..
.th.jpg)
لینک ثابت | نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 ساعت 20:48 توسط ..::مونا رضایی::..
عشقی است که باران به باغ می بخشد عشق ورزیدن بال و پر پرواز میخواهد.![]()
دوستت دارم.
لینک ثابت | نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 ساعت 17:55 توسط ..::مونا رضایی::..
توجه... توجه... توجه....
کتاب"کبیسه"مجموعه شعرها و دست نوشته های "محمد سلیمی"
با پشتیبانی معجزه جعبه جادویی .بهترین دنیا"محمد سلوکی"عزیز
منتشر شد.
هر کی نخرید ضرر کرد.
نیومده رفتیم.![]()
بخشی از مقدمه کتاب

لینک ثابت | نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 ساعت 16:59 توسط ..::مونا رضایی::..
زیبایم![]()
از ایینه لحظات خاطرات غبار گرفته نقاب برداشته وسطح ایینه را فراگرفته اند .
و از به هم پیوستن لحظات تو به وجود امدی .تو با ان دو چشم جادویی ولبان سحر امیزت و شاید این ایینه بود که تو را از شهر گمشده عشق به شهر سرد قلب من اورد و شب وسکوت این قلب را یکباره سفیدی دستانت در بر گرفت و شاید همان لحظه اول این افسانه چشمانت بود که اسیرم کرد. اسارتی که عشق نام داشت اسارتی که در باطن ازادی بود .و این نوای خنده هایت بود که بار دیگر مرا از جنگل سرد و تاریک نفرت نجات داد و وارد جنگلی ساخت که نهرهایش اغاز دوستی و درختانش نوازشگر احساس و تو بی انکه سعی کنی مرا همراه خود کردی .مرا به دنبال خود بردی تا به من بیاموزی که زندگی عشق است و امید و هرگاه پرستوهای امید از خواندن باز ایستادند این بار تو بخوان و تو به من اموختی می توان شبها ی غبار گرفته را با کور سوی ستاره ها زینت بخشید و می توان خورشید صداقت را لمس کرد .خورشیدی که در اسمان دوستی طلوع میکند واین دوستی را نور وپرتو می بخشد و تو باز گفتی ومن شنیدم وحرفهایت را بر صفحه چشمانم حک کردم تا نقشی شود از چشمهای تو واین تو بودی که با وجودت مشعل سرد وخاموش وجودم را روشن کردی وگذاشتی در قلبم پرتو افکنی کند وتو از کجا امدی؟
از ارزوهایم.از احساسم.از ناله های شبانه ام.از دلتنگی هایم.از اشکهایم.از خاطراتم.از کدامین سر زمین امدی ؟و تو به وسیله کدامین نامه رسان پیام نیازم را درک کردی؟و با کدامین اسب به سرزمین چشمهایم قدم گذاشتی؟
کاش گذشته ها باز میگشت و دستان گرم و پر مهر تو هنوز در دستان من بود ونگاهت هنوز قصه های شبانه ام را راوی بود .کاش هیچگاه خندهایت از اتاقم خارج نمی شدو عطر تو در فضای خالی این قلب شکسته بود و ای کاش دلتنگی هایم روزی پایان می یافت وکاش هرگز صدای موسیقی لبهایت این خانه را بی ستاره نمی گذاشت و عشق تو هنوز در دل من است. کاش می شد این عشق را در گذشته مدفون کرد.ولی افسوس که هنوز طلسم چشمانت حصاری است در قلبم و کاش تمام ادمهای دنیا میرفتند وتو به جای انها می امدی همه انهایی که به عشقم پوز خند زدند وان را هوس پنداشتند.
سخت دلتنگتم ای عشق با شکوه من![]()
![]()
لینک ثابت | نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 ساعت 13:51 توسط ..::مونا رضایی::..
و چون استعدادش را داشت خیلی سریع توانست در دل مردم جا باز کند![]()
او با برنامه هایی نظیر اقای رییس جمهور .با هم باشیم.طعم جوانی و... همکاری خود را با شبکه اول ادامه داد.
سپس در شبکه جهانی جام جم مشغول به فعالیت شد و برنامه هایی نظیر:با بچه های ایران (که با برادرش مهدی اجرا میکرد).سلام هموطن. صبح بخیر .جشنواره جشنواره ها.رنگ اسمان و... را روی انتن داشت.
در سال ۱۳۸۴ پسر با استعداد ما از سوی شبکه جهانی جام جم به عنوان برترین مجری شناخته شد و همه ما را به وجودش مفتخر کرد.
در سال ۱۳۸۲ بود که همکاری طلایی خود را با شبکه تهران اغاز کرد وبه پیشرفت غیر قابل باور شبکه کمک بسیاری کرد.
با مسابقه چراغ جادو در دل مردم پایتخت نشین جای ویژه ای بازکرد.![]()
پس به یار جدا نشدنی شبکه تهران تبدیل شد و در برنامه هایی نظیر :چراغ جادو .جام بلورین. نور باران.بانوی افتاب.خورشید دهر .در انتظار نور.روز سرنوشت.یک روز تعطیل.روز انتخاب.روز جایزه.هنگام مهرورزی.بهار مهرورزی.افتاب مهرورزی.صبح تهران.و قسمتهایی از ردپا را با جواد یحیوی اجراکردو اواخر هم مثل ماه را از این شبکه روی انتن داشت.
در ۱۸ دی ۱۳۸۵ برای دومین بار از سوی شبکه تهران به مجری برتر لقب گرفت.![]()
در حال حاضر هم جمعه هابرنامه فوق العاده "زنده رود" را از شبکه استانی اصفهان روی انتن دارد .![]()
واینچنین شد که معجزه جعبه جادویی نه تنها محبوب دل پایتخت نشینان بلکه محبوب دل همه ایرانیها شد.![]()
به اندازه کل دنیا دوستش داریم وبرایش ارزوی موفقیت می کنیم.![]()
![]()
![]()
نیومده رفتیم![]()
لینک ثابت | نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 ساعت 0:56 توسط ..::مونا رضایی::..

محمد سلوکی-نمایشگاه مطبوعات-تهران -اریبهشت۸۴
لینک ثابت | نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 ساعت 18:29 توسط ..::مونا رضایی::..
همایش سیب -تهران-۱۳۸۵
قشنگه؟ واقعا که روی سن چه قدر خوشتیپه! (مثل همیشه)![]()
![]()
![]()

لینک ثابت | نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 ساعت 18:6 توسط ..::مونا رضایی::..
محمد سلوکی
در حال اجرای برنامه برنامه صبح تهران-تابستان۸۵
لینک ثابت | نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 ساعت 17:28 توسط ..::مونا رضایی::..

وقتی تو می روی شما رش معکوس اغاز می شود.
یکی مانده به صفر می ایی.
دوستت دارم.
لینک ثابت | نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 ساعت 16:51 توسط ..::مونا رضایی::..

پسر کوچولوی قصه ما در ۸ اسفند ۱۳۵۸ در محله نارمک تهران به دنیا امد.![]()
پدرش تنها ۲۲ سال از او بزرگتر وافسر ارشد نیرو هوایی وفوق لیسانس الکترونیک است.
مادرش اصالتا ارکی وخانه دار است .
برادر کوچکترش مهدی سلوکی بازیگر سیما وسینما که این ورزها خوش درخشیده است تنها ۳ سال از او کوچکتر است.
بر خلاف مهدی که شباهت زیادی به پدرش دارد اقای مجری محبوب شبیه مادرش است...![]()
دوران کودکی اش را به خاطر شغل پدرش در اصفهان گذراند.
اسم محمد را پدر بزرگش برایش انتخاب کرد البته در شناسنامه اسمش محمد جواد سلوکی است.
در کودکی بچه مظلوم نمایی بود وکسی فکر نمی کرد او در بطن همه شیطنتها باشد ...![]()
![]()
سال چهارم ابتدایی بود که مهدی به کلاس اول رفت و در ان زمان او مبصر کلاس مهدی بود .
اسباب بازی محبوبش چکش بود وبس![]()
در دوران کودکی روزی ارزو داشت که فوتبالیست شود ولی بعدها که با فوتبال به صورت حرفه ای اشنا شد نتیجه گرفت که فوتبال اش دهن سوزی ینست.
از همان دوران نوجوانی چون پدرش به ماموریتهای مختلف اعزام می شد مسئولیت پذیر بار امد.
در رشته ریاضی-فیزیک موفق به اخذ مدرک دیپلم شد.![]()
در کنکور رشته ریاضی شرکت کرد و مهندسی متالوژی اصفهان قبول شد اما به دلیل مسافت زیاد از تحصیل در این رشته منصرف شد...![]()
![]()
و سر انجام هم در رشته مدیریت دولتی از دانشگاه ازد اسلامی ساوه فارغ التحصیل شد(البته با مشقت...)![]()
و اکنون معجزه جعبه جادویی محمد سلوکی به محبوب قلبها تبدیل شد.![]()
![]()
نیومده رفتیم![]()
لینک ثابت | نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 ساعت 16:45 توسط ..::مونا رضایی::..
پنجشنبه-۲۳شهریور ۸۵ - محمد سلوکی درتجمع بزرگ اعضای باشگاه فلفل
لینک ثابت | نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 ساعت 0:45 توسط ..::مونا رضایی::..
تو وباران![]()
با دلی خسته کنج نشین شده ام که تمامی خاطرات عاشقانه ام بیاید. دل اسمان هم مثل دل من گرفته و از این روست غرشهایش.
به باران پناه میبرم میخواهم در اغوشش بگیرم.نم نم غصه های اسمان را به روی گونه ام احساس میکنم کاش دل اسمان همیشه گرفته باشد.
وقتی که تونیستی باران بیاید وجانی تازه به گلهای پژمرده بدهد. گلهای پژمرده دلم را که با نگاه تو جان می گیرند با باران مهربانی ات حتی با ابر غضبت .بیا ای عشق با شکوه من.
لینک ثابت | نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 ساعت 0:22 توسط ..::مونا رضایی::..
