برای هضم لحظه ای که اغازش از تو نو شتن است
دست کم باید چند نفس عمیق کشید و به تمام قد در برابر خاطره ات ایستاد
و تعظیم کرد و شکست و نوشت
تمام این کارها را کرده ام و حالا واجد شرایطم برای از تو نوشتن:
جاده زندگی را پشت سر میگذارم ولی ناگهان تو سد راهم قرار میگیری
از ان روز به بعد زندگی جدید را اغاز میکنم این بار با اسمی جدید و رویایی جدید و تو ای
دوست ای کسی که با مهرت در قلبم خانه ای جدید برای خود ساختی بدان هنوز که هنوز نمیدانم و نخواهم دانست که تو چگونه سد راهم قرار گرفتهای ولی این را میدانم که تو همچون فرشته ای بودی که سیدی بالهایش همانند جامه نوعروسان بود ایا میدانی بهترین هدیه من از پروردگار اسمانها و زمین چه بود ؟
تو بودی توبودی ای دوست باور نداشتم که روزی این چنین پیدایت کنم که روزی این چنین مهرت در قلبم رخنه کند و سخت ترین کلمه عذابم دهد ایا میدانی ان کلمه چه بود ان کلمه عشق بود .
آری آن کلمه عشق بود ان کلمه تو بودی
ان کلمه وجود مهربانت بود .
امروز ... ساعت ۱۲:۳۰ ظهر
تو یک لحظه ... صدای گرمت.. و... من که امروز سرشار از نور سرور و عشقم.
فقط میتوانم بگویم به خاطر همه چیز سپاسگذارم .به خاطر همه چیز ...
و...
عشق چه زیباست و چه صادق
ولی یک چهره ندارد و هزاران رو دارد.
وچه اندکند انان که همه این جلوه ها را درک کنند.
و امروز زیبا ترین روز زندگی بود.
لینک ثابت | نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 ساعت 22:50 توسط ..::مونا رضایی::..
سلام سلام سلام
اول از همتون به خاط دیر پست کردن این مطالب و نمایش دیر عکسها معذرت میخوام اخه پدر بزرگم فوت کرده بود من نتونستم که زود تر از این اپ کنم.
و دوم این که میخوام یه چیزی بگم متاسفانه بعضیها هستن که چون خودشون با دیگران صادق نیستن بقیه رو هم مثل خودشون فرض میکنن و نظرهایی میدن که ممکنه باعث ناراحتی شما ها شده باشه .
من از این بابت از شماها عذر میخوام.
قربون همتون یا حق.
محمد عزیزم و برادر گلش مهدی عزیز

محمد عزیزم مهدی گل و ایرج نوذری

محمد عزیزم و جمعی از دوستان مهربانش

محمد عزیز در هفته نامه تلاش

![]()
با تشکر فراوان از بلاگ دوست عزیزم سعیده جون![]()
![]()
لینک ثابت | نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 ساعت 0:17 توسط ..::مونا رضایی::..
میدونم خیلی مایل بودید تا عکسها باز بشن ولی من شرمنده...
با عرض معذرت و عذر خواهی باید بگم عکسهایی که مربوط به تولد محمد عزیزم بود با یه سری مشکل روبه رو شدن.![]()
![]()
![]()
بهتون قول میدم که تو ی این هفته مشکل بر طرف بشه و عکسها قابل نمایش پس حتما بهم سربزنین.![]()
شما که نمیخواین عکسهای تولد محمد رو از دست بدین؟![]()
![]()
منتظر قدمهای نورانی شما ![]()
![]()
لینک ثابت | نوشته شده در تاريخ شنبه یکم اردیبهشت 1386 ساعت 0:58 توسط ..::مونا رضایی::..

